دیوان عالی کشور یکی از وظایفی که دارد رسیدگی به آرای قضایی می باشد. به اینکار که استیناف نیز گفته می شود، افراد در صورتی که به رای دادگاه اعتراض داشته باشند، می توانند فرجام خواهی کنند.
برای مثال در ماده 32 قانون حمایت از خانواده آمده که رای صادره از دادگاه خانواده با موضوع طلاق، در دیوان عالی کشور قابل فرجام خواهی می باشد.
فرجام خواهی چیست؟
پس از صدور رأی در دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر، براساس قانون آیین دادرسی مدنی، یک مرحله فوق العاده به نام فرجام خواهی نیز وجود دارد که در عالی ترین مرجع قضایی کشور یعنی دیوان عالی کشور انجام می شود.
قضات دیوان عالی کشور فقط بررسی می کنند که آیا قاضی دادگاه هایی که رای صادر می کنند، قانون را به درستی در پرونده لحاظ کرده اند یا خیر. دیوان عالی کشور رأی جدیدی صادر نمی کند؛ بلکه اگر رأی را مطابق قانون ببیند آن را تأیید (ابرام) می کند و اگر خلاف قانون باشد، آن را نقض می کند و پرونده را برای رسیدگی مجدد به یک دادگاه دیگر که دادگاه هم عرض نیز گفته می شود ارجاع می دهد.
اما هر پرونده ای را نمی توان فرجام خواهی کرد و برای آن قوانین مشخصی تعیین شده است که در ادامه به همه آنها می پردازیم.
آرای قابل فرجام خواهی کدامند؟
براساس ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی، بعضی مواقع پیش می آید که شخص در مهلت مشخص شده، درخواست تجدیدنظر خواهی نمی دهد که براساس همین ماده قانون، شما نمی توانید روی هر رأی قطعی شده ای در دادگاه بدوی فرجام خواهی کنید، مگر :
- پرونده هایی که خواسته مالی آنها بیش از ۲۰ میلیون ریال (۲ میلیون تومان) باشد.
- احکامی که در مورد ازدواج (نکاح) و فسخ آن، طلاق، اثبات نسب (رابطه پدر و فرزندی)، حجر (ممنوعیت از تصرف در اموال)، وقف، ثلث، حبس (املاک) و تولیت صادر شده باشند.
قرارها احکامی هستند که وارد اصل دعوا نمی شوند. قرارهای زیر از دادگاه بدوی قابل فرجام هستند (به شرطی که اصل دعوای آن ها جزو موارد بالا باشد):
- قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست.
- قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین (مثلا قاضی بگوید یکی از طرفین دیوانه است و صلاحیت دعوا ندارد).
کدام آرای دادگاه تجدیدنظر قابل فرجام خواهی هستند؟
آرایی که از دادگاه تجدیدنظر استان صادر می شوند، نسبت به دادگاه بدوی سخت تر قابل اعتراض می باشد و براساس ماده ۳۶۸ قانون آیین دادرسی مدی آرای دادگاه تجدیدنظر قابل فرجام نیستند، مگر در موارد زیر :
فقط احکام مربوط به اصل نکاح (ازدواج) و فسخ آن، طلاق، نسب (رابطه فرزندی)، حجر و وقف
دقت کنید که دعاوی مالی بالای ۲ میلیون تومان که در مرحله بدوی قابل فرجام بود، اگر به دادگاه تجدیدنظر برود و آنجا رأی صادر شود، دیگر قابل بردن به دیوان عالی کشور نیست.
- قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواستی که از خود دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد.
- قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین.
رسیدگی در دیوان عالی کشور کمی سخت می باشد و شما مدارک محکمی نیاز دارید و برای تنظیم دادخواست، بهتر است از وکیل دیوان عالی کشور کمک بگیرید.
آرایی که فرجام خواهی ندارند
براساس ماده ۳۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی، 5 مورد می باشد که شما به هیچ وجه نمی توانید دیگر فرجام خواهی حقوقی یا فرجام خواهی کیفری داشته باشید که این 5 مورد عبارتند از :
- اگر در دادگاه به نفع طرف مقابل اقرار کرده باشید و قاضی بر اساس اقرار شما رأی داده باشد.
- اگر شما و طرف مقابلتان به صورت کتبی در دادگاه توافق کرده باشید که نظر فلان کارشناس، حرف آخر (قاطع دعوا) باشد.
- احکامی که بر اساس قسم خوردن (سوگند قاطع) صادر شده باشند.
- اگر طرفین در جریان رسیدگی یا طی یک قرارداد، حق فرجام خواهی را از خود سلب کرده باشند.
- احکامی که طبق یک قانون خاص دیگر، غیرقابل فرجام خواهی اعلام شده باشند.
اعاده دادرسی با فرجام خواهی چه فرقی دارد؟
فرق اصلی اعاده دادرسی با فرجام خواهی ورود مقام قضایی به ماهیت حکم می باشد و آن را بررسی می کند ولی در فرجام خواهی فقط بررسی می کنند که حکم صادره براساس قوانین، شرعی و قانونی می باشد یا خیر.
آیا فرجام خواهی مانع اجرای حکم است؟
براساس ماده ۳۸۶ قانون آیین دادرسی مدنی، صرف اینکه شما درخواست فرجام خواهی داده اید و پرونده به دیوان عالی کشور رفته است، باعث توقف اجرای حکم نمی شود. اما براساس این ماده قانون برای دعاوی مالی و غیر مالی شرطی وجود دارد :
مهلت فرجام خواهی چقدر است؟
برای افرادی که ساکن ایران هستند، مهلت فرجام خواهی 20 روز از تاریخ ابلاغ شدن حکم تجدیدنظر می باشد و برای افراد مقیم خارج از کشور 60 روز می باشد.
مرجع صالح برای رسیدگی به فرجام خواهی
دیوان عالی کشور شبیه به دادگاه های معمولی نیست که قاضی در آن شاهد احضار کند یا براساس مدارک پرونده رای صادر کند. وظیفه دیوان عالی کشور فقط بررسی این است که آیا رأی صادره مطابق قانون بوده یا خیر.
براساس ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی دلیل نقض شدن رأی دو خالت دارد :
حالت اول: نقض رأی به دلیل نقص در تحقیقات (بازگشت به همان دادگاه اول)
گاهی اوقات پس از بررسی دیوان عالی کشور متوجه می شود که قاضی صادرکننده رأی، تحقیقات پرونده را کامل نکرده است.
براساس بند (الف) ماده ۴۰۱، در این شرایط، رأی به علت نقص تحقیقات شکسته می شود و پرونده به همان دادگاهی که قبلاً رأی را صادر کرده بود برمی گردد. دادگاه موظف است تمام دستورات و نواقصی که دیوان عالی کشور گوشزد کرده را برطرف کند و سپس مجددا رأی صادر نماید.
شعبه هم عرض یعنی چه؟
شعبه هم عرض یعنی شعبه ای دیگر از همان نوع دادگاه. اگر رأی نقش شده مربوط به شعبه ۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران بوده باشد، دیوان عالی کشور پرونده را برای رسیدگی مجدد به یکی دیگر از شعب دادگاه تجدیدنظر همان استان (مثلا شعبه ۴) می فرستد.


