دیوان عالی کشور مرجعی است که صرفا وکلای پایه یک می توانند در آنجا اعلام وکالت و به وکالت از موکل خود به پیگیری شکایت یا دادخواست مطروحه بپردازند که به آن وکیل دیوان عالی کشور گفته می شود.
لازم به ذکر است که کارآموزان وکالت حق ورود جهت پیگیری دعاوی مطروحه به وکالت از موکل خود را در دیوان عالی کشور در هیچ زمینه ای ندارند.
وکیل دیوان عالی کشور کیست؟
وکیل دیوان عالی کشور، وکیلی است که با تجربه، سابقه و ید طولانی در زمینه پیگیری پرونده های متعدد در دیوان عالی، از تجربه لازم جهت پیگیری دعاوی مطروحه در دیوان عالی کشور برخوردار می باشد و همچنین علاوه بر تجربه و سابقه، با تسلط بر قوانین حقوقی و کیفری، قدرت دفاع از پرونده را در مرجع مزبور داشته باشد.
دیوان عالی کشور چیست و چه تفاوتی با دادگاه دارد؟
دیوان عالی کشور مرجعی است که توسط رئیس قوه قضائیه و به منظور اهداف ذیل تشکیل شده است:
- نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم،
- ایجاد وحدت رویه قضایی،
- انجام مسئولیت هایی که مطابق قانون به آن محول می شود. اصل ۱۶۱ قانون اساسی این مرجع را بالاترین مرجع قضایی کشور و به عنوان ناظری بر اجرای صحیح قوانین معرفی می نماید.
یکی از وظایف مهم دیوان عالی، مطابق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری، این است که زمانی که درباره یک موضوع واحد و مشابه، به دلیل استنباط های مختلف قضات از قوانین، آراء مختلفی صادر می کنند، دیوان عالی با تشکیل هیئتی با حضور حداقل سه چهارم رؤسا و مستشاران و اعضای معاون شعب حقوقی و کیفری، اقدام به صدور رأی وحدت رویه در موضوع مشابهی که قضات نسبت به آن موضوع با استنباط های مختلف از قوانین، آرای متفاوتی صادر کرده می نمایند.

تقسیم بدنی دیوان عالی کشور به چه صورت است؟
دیوان عالی کشور به شعب حقوقی و کیفری تقسیم می شود که وظیفه رسیدگی به آرایی را که از دادگاه ها صادر می شوند، به عهده دارند.
البته رسیدگی به پرونده های تخصصی مثل خانواده، اطفال و مواد مخدر هم در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار می گیرد که بر اساس تجربه، سابقه علمی و تخصص، به قضات شعب دیوان ارجاع می گردد.
اولین تفاوت دادگاه ها و دیوان عالی کشور
تفاوت در مقام آن هاست. در واقع دیوان عالی کشور نسبت به سایر دادگاه ها از مقام و وضعیت بالاتری برخوردار است و در واقع مرجع برتری است که مسئولیت نظارت بر دادگاه ها را به عهده دارد، پس طبیعتاً از لحاظ مقام و رتبه، عالی ترین مرجع قضایی و نسبت به همه دادگاه ها از رتبه بالاتری برخوردار است.
چرا که دیوان عالی کشور، عموما تنها آرای صادره از محاکم را بررسی می نماید که آیا مطابق اصول و مقررات قانونی صادر شده اند یا خیر.
در واقع معمولاً دیوان عالی کشور اقدام به رسیدگی شکلی می نماید و به بیان دیگر، وارد ماهیت نمی شود و تنها آرای دادگاه ها را اگر درست و منطبق با قانون صادر شده باشد، تأیید یا به اصطلاح ابرام می کند؛
اما اگر درست و منطبق با قانون صادر نشده باشند، نقض و به مرجع صادرکننده رأی یا مرجع هم ارز ارجاع می نماید.
اما دادگاه ها رسیدگی ماهوی نسبت به موضوعات مطروحه انجام می دهند؛ به این معنا که با بررسی ادله، مدارک و شواهد و انجام تحقیقات کامل نسبت به موضوعات مطروحه و خواهان و خوانده یا شاکی و متهم حسب مورد، اقدام به صدور رأی می نمایند؛
در حالی که دیوان عموماً صرفاً به این رسیدگی می کند که آیا آرای صادره از محاکم، منطبق با قانون صادر شده است یا خیر.
چه موضوعاتی در دیوان عالی کشور قابل طرح است؟
رسیدگی به پرونده های کیفری، حقوقی، خانواده.
پرونده های حقوقی: مطابق ماده ۳۶۸ از قانون آیین دادرسی مدنی، آرایی که از دادگاه تجدیدنظر صادر می شود، قابل تجدیدنظرخواهی نیست جز مواردی که در این ماده صراحتاً ذکر گردیده است. مطابق این ماده موضوعات زیر قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور می باشند:
- مطالبه وجه بیش از ۲ میلیون تومان مشروط به اینکه تجدیدنظرخواهی نشده باشند.
- آرای صادره نسبت به اصل نکاح، فسخ نکاح، حجر، وقف، نسب، طلاق.
- قرار ابطال دادخواست، قرار رد دادخواست مشروط به اینکه از دادگاه تجدیدنظر صادر شود، قرار سقوط دعوا، قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.
البته قرارهای مزبور در صورتی قابل رسیدگی فرجامی هستند که اصل حکم راجع به آن ها قابل رسیدگی فرجامی باشد.
راجب این موضوع بهنر است ابتدا با یک وکیل حقوقی، مشاوره داشته باشید.
پرونده های کیفری:
- سلب حیات
- قطع عضو
- حبس ابد
- تعزیر درجه سه و بالاتر
- جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی
- جرایم سیاسی
- جرایم مطبوعاتی
شما جهت شکایت و تنظیم شکواییه حتما با یک وکیل کیفری که در زمینه دیوان عالی کشور نیز تجربه دارد، مشورت کنید.
اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور
احکام قطعی دادگاه های کیفری و برخی احکام صادره از دادگاه های حقوقی، قابل اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور می باشند.
فرض کنید علی به اتهام قتل حسن، حکم قطعی قصاص علیه وی صادر می شود اما پس از مدتی مشخص می گردد حسن زنده است. در این صورت علی در صورت عدم اجرای حکم قصاص، می تواند از حکم خویش در دیوان عالی کشور اعاده دادرسی نماید.
به عنوان مثال، علی به جرم سرقت باند یک خودرو دستگیر می شود اما دادگاه کرمان وی را به یک سال حبس و دادگاه تهران وی را به همان جرم به دو سال حبس محکوم می نماید.
چون به دلیل یک جرم که همان سرقت باند یک اتومبیل است، برای علی دو محکومیت از دو دادگاه متفاوت صادر شده، علی می تواند نسبت به حکم، درخواست اعاده دادرسی نماید.

اگر حکم قطعی علیه فردی اثبات شود اما بعداً با ادله و مستندات ثابت گردد که ادله مستند دعوا، بی اعتبار، کذب و یا جعلی بوده، محکوم علیه می تواند در دیوان عالی کشور پس از اثبات کذایی بودن ادله اش، اقدام به اعاده دادرسی نماید.
اگر محکوم علیه طی رأی دادگاه به خاطر فعلی مجازات گردد که مطابق قانون جرم نمی باشد، وی می تواند نسبت به حکم صادره تقاضای اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور نماید.
فرجام خواهی در دیوان عالی کشور
به منظور انطباق آرای قطعی صادره از محاکم بدوی و تجدیدنظر با قوانین و شرع، محکوم علیه می تواند آرای مزبور را در دیوان عالی کشور مورد فرجام خواهی قرار دهد.
در فرجام خواهی می توان به حکم یا قراری که در دادگاه حقوقی یا کیفری یا خانواده قطعی شده، اعتراض نمود تا در دیوان عالی کشور بررسی گردد که آیا رأی صادره مطابق با موازین قانونی و شرعی صادر شده است یا خیر.
در صورتی که به تشخیص شعب دیوان، رأی صادره مطابق با موازین قانونی و شرعی باشد، رأی مزبور ابرام و تأیید می گردد و اگر مطابق با موازین قانونی و شرعی نباشد، رأی نقض و برای رسیدگی به دادگاه هم عرض ارسال می شود.
چه زمانی به بهترین وکیل دیوان عالی کشور مراجعه کنیم؟
از آنجا که رسیدگی در دیوان عالی به صورت تخصصی می باشد و اعتراض به رأی در دیوان عالی از طرق فوق العاده اعتراض به آراء است و شاید دیگر شانسی برای اخذ رأی به نفع فرد وجود نداشته باشد، لذا ضروری است جهت طرح دعوا، چه به منظور اعاده دادرسی، چه به منظور فرجام خواهی، از وکیل دیوان عالی کشور در زمینه مربوطه استفاده شود، چرا که شاید دیگر برای همیشه شانس اعتراض به رأی از بین برود.
پس چنانچه رأیی به ضرر شما از محاکم صادر گردید، در صورتی که بخواهید علیه آن رأی از طرق اعتراض به آراء به نحو فوق العاده استفاده و پرونده را به دیوان جهت رسیدگی به فرجام یا اعاده دادرسی ارسال کنید، حتماً از حضور و تخصص یک وکیل پایه یک دادگستری مسلط به قوانین در این زمینه استفاده کنید.
سخن پایانی
باید توجه داشت که وکالت در دیوان عالی کشور، هنری فراتر از دانش عمومی حقوقی است و یک تخصص کاملا متمایز محسوب می شود.
یک وکیل دیوان عالی کشور برخلاف وکیل دادگاه های عمومی، به دنبال اثبات مجدد وقایع یا ارائه شواهد جدید نیست؛ بلکه وظیفه اصلی او، موشکافی و نقد حقوقی رأی صادر شده و اثبات مغایرت آن با قوانین موضوعه و موازین شرعی است.
این امر مستلزم تسلط بر فن نگارش لوایح فرجامی و اعاده دادرسی است که باید موجز، مستدل و دقیقاً متمرکز بر جهات قانونی نقض باشد.
بهترین وکیل تهران برای این مرجع، کسی است که علاوه بر قوانین، بر آرای وحدت رویه، نظریات مشورتی و رویه داخلی شعب دیوان عالی اشراف کامل دارد و می داند چگونه استدلال خود را به گونه ای تنظیم کند که قضات عالی رتبه را قانع نماید که یک خطای بین قانونی یا شرعی در رأی رخ داده است.
حتما برای تنظیم دادخواست دیوان عالی کشور با یک وکیل مجرب و کاربلد مشورت داشته باشید.



